أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
78
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ جاءَكُمْ ] اگرچه لفظ ماضى است مراد مستقبل است پس آيد بشما پيغمبرى و تصديق كند كتاب شما را و اقرار دهد بنبوّت شما شما به او ايمان آوريد و او را تصديق كنيد آنگه حقّ جلّ و علا گفت : آيا اقرار داديد و عهد بستديد بر آن يعنى از امتّان خويش و قول ديگر آنست كه : [ أَخَذْتُمْ ] بمعنى « قبلتم » است يعنى عهد من پذيرفتيد ايشان گفتند : اقرار داديم و پذيرفتيم گفت كه : پس گواه باشيد و من با شما از جملهء گواهانيم سعيد مسيب گفت : خطاب با فرشتگانست كه خداى ايشان را گفت : بر پيغمبران گواه باشيد پس هر كس كه بعد ازين از اقرار و اشهاد بر گردد و اعراض كند از جملهء فاسقان باشد [ ا فغير دين اللّه تبغون ] عبد الله عباس گفت : خطاب با جهودان و ترسايانست چون پيش پيغمبر آمدند و هر يكى ميگفتند : كه ما اولى تيم بابراهيم او گفت : شما را بابراهيم هيچ سبيل و نسبت نيست و شما بر دين او نهايد ايشان را خشم آمد و گفتند : بخداى كه ما دگر پيش تو نيائيم بحكومت و به قضاى تو راضى نباشيم و دين تو نگيريم حقّ تعالى ايشان را گفت : آيا شما جز از دين خداى طلب ميكنيد و هر كه در آسمان و زمين است مرو را گردن نهادند امّا بطوع و رغبت و امّا بر كراهت و رغم انف خود انس مالك روايت كند از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه او گفت : آنان كه بطوع اسلام آوردند فرشتگان آسمانند و در زمين انصاريانند و گفت : لا تسبّوا اصحابى فانّهم اسلموا طوعا و اسلم النّاس من خوف سيوفهم اصحاب مرا دشنام مدهيد كه ايشان بطوع و رغبت ايمان آوردند و مردمان ديگر از بيم شمشير ايشان قتاده گفت : آنان كه ايمان آوردند مؤمنانند كه به اختيار در حال سعت ايمان آوردند بوقتى كه ايمان نافع باشد ايشان را و آنان كه بكره اسلام آوردند كافرانند كه بوقت مرگ چون معاينه بينند ايمان آورند و ايشان را سود نكند « 1 » ابن كيسان گفت : [ وَ لَهُ أَسْلَمَ ] اى خضع هر كه در آسمان و زمين است او را خاضع و ذليلست امّا بطوع چون مؤمنان و بكره چون كافران كه اگر ازيشان پرسند كه شما را و آسمان و زمين را كه آفريد ؟ گويند : خداى ، « وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ » و به او باز گردند و مرجع ايشان با اوست .
--> ( 1 ) - در نسخه قديمى در اينجا نيز بجاى « آيا » : « اى » ذكر شده است .